سفرنامه خجند (بخش اول تاجیکستان) - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 5:26
یادش بخیر... دورهی پیش دانشگاهی را میگویم! شیطنتهای آخر کلاس، زیر سر ما شش نفر بود... من و شیرین و شکوفه، نفیسه و عذرا و شهره... شهره خجندی! آن موقع نمیدانستم خجند کجاست؛ در واقع حدس میزدم شهری از خراسان باشد. فکرش را نمیکردم از ما نباشد! این
سفرنامه پنجکنت (بخش دوم تاجیکستان) - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 5:26
بالاخره ماشین بعد از ساعتها معطلی، بعدازظهر به راه افتاد. از خجند که دور شدیم، کمکم ارتفاع افزایش یافت و جاده کوهستانی شد. میانه راه، بارش برف هم آغاز گردید. هرچه پیش میرفتیم، شدت برف بیشتر میشد و من کمکم نگران میشدم که نکند تا شب به پنجکنت